انصاف نبود . . .

تو نیامده بودی که جای خالیت را پر کنی

آمده بودی ببینی من با جای خالیت چه می کنم . . .

ولی به خدا انصاف نبود...

فقط تو   . . .

فقط تو، فقط با تو این دنیا را میخواهم .بی تو هیچ کس را ،هیچ چیز را، این دنیا را با تمام ادم هایش نمیخواهم . بی تو نفس کشیدن برایم سخت ترین کار دنیاست. بی تو ناآرام ترین آدم این کره ی خاکیم من . بی تو تمام لحظه هایم را با تو میگذرانم در انتظار آمدنت انتظاری که نمیدانم پایانی دارد یا نه بی تو و در نبودت عشقت را در قلبم جاودانی میکنم و کم کم میشوی تمام زندگیم . تو خوبی تو پاکی و دوست داشتنی و قلب من هیچ کس را جز تو نمیخواهد با عزیز دل گفتن های هیچ کس آرام نمیشود با مواظب خودت باش های هیچ کس دل خوش نمیشود . قلبم فقط تو را میخواهد، فقط تو را عشق پاک من... ای کاش میدانستی که یه تار مویت را به تمام دنیا هم نمیدهم ای کاش میدانستی وقتی اسمت می آید قلبم با چه سرعتی شروع به تپیدن میکند . ای کاش میدانستی وقتی عطرت مشامم را قلقلک میدهد چقدر دلم میخواهد که زمان بایستد و تا ابد من باشم و توو عطرت .. ای کاش میدانستی بودنت چه شادی و آرامشی به من میدهد ای کاش میدانستی عشق من .

نو باش . . .

گاهی حس میکنم

جایی در این کره خاکی

تو نفس می کشی و من

از همان نفسهایت نفس میکشم!

تو باش!!

هوایت! بویت!

برای نفس کشیدنم کافیست